کارلوس یک موترسایکل را می چلاند. او بسيار تيز می چلاند.
Carlos rides a scooter. He rides fast.
در سرک آب موجود است. سرک لغزنده است.
There is water on the road. The road is slippery.
او کنترول موترسایکل را از دست می دهد و به زمين می افتد.
He loses control of the scooter and falls off.
یک زن به آمبولانس تماس می گیرد. “اينجا يک حادثه رخ داده ، زود بیاید!”
A woman calls for an ambulance. “There has been an accident. Come quickly!”
آمبولانس بسيار تيز مي اید.
The ambulance comes very quickly.
دو مردم کارلوس را در بستر بالا کرد.
Two men put Carlos on a stretcher.
آنها کارلوس را به داخل آمبولانس بردند.
They lift Carlos into the ambulance.
آمبولانس به طرف شفاخانه حرکت مي کند.
The ambulance drives to the hospital.
يک نرس کارلوس را به داخل شفاخانه می برد.
A nurse takes Carlos into the hospital.
او تداوی کارلوس را می کند.
She treats him.
پای کارلوس بسیار درد می کند و او بسیار وارخطا است.
Carlos’s leg hurts a lot, and he is worried.
دو داکتران پای کارلوس را عملیات می کنند.
Two doctors operate on his leg.
والدين اش با او ملاقات می کنند. آنها از او سوال می کنند که این حادثه چطور رخ داد.
His parents visit him. They ask him how the accident happened.
آنها او را به خانه مي برند. کارلوس از عصای صحی استفاده می کند.
They drive him home. Carlos is using crutches.