بوران و دخترش برای قدم زدن بيرون هستند.
Boran and his daughter are out for a walk.
آنها به يک چايخانه می آیند و داخل آن می شوند.
They come to a café, and go in.
خدمتگار در چايخانه به آنها ميز را نشان مي دهد.
In the café the waiter shows them to a table.
بوران فرمایش یک قهوه را می دهد.
Boran orders a coffee.
دخترش فرمایش يک نوشابه سودا می دهد.
His daughter orders a soda.
خدمتگار فرمایش های آنها را میارد.
The waiter brings their order.
او در يک گيلاس سودا می اندازد.
He pours the soda into a glass.
بوران در قهوه خودش شکر می اندازد.
Boran puts sugar in his coffee.
او قهوه ایش را شیرین مي کند.
He stirs the coffee.
بوران حساب بل را می خواهد.
Boran asks for the bill.
او به خدمتگار پول می دهد.
He pays the waiter.
بوران و دخترش از چايخانه بيرون می شویند.
Boran and his daughter leave the café.